|
دلتنگت که می شوم شبیه خنده های تو می شود فضای خالی بین کلمات اس ام اس وهر هشت کلید حرف دار موبایلم حرف از تو می زنند. سرچ می کنم تمام نامهای حتا شبیه نام تو را در گوگل ، یاهو ، یا نمی دانم هر چه... اما فیلتر کرده اند حتا خاطراتت را و هیچ فیلتر شکنی مرا به تو نمی رساند. و ویروس می افتد به جان همه ی راههایی که روزی شاید من و تو را به هم می رساندند. پرواز می کردم بر سطحت اقیانوس من ! نه جسارت بال بر آب زدن و... نه دل اوج گرفتن. دایره ای بود جهان کشیده شده در حوالی تو. وبلندی جهان به بلندای تو بود وقتی دستت از دور سلام می داد. تو نمی دانستی ومن پشت سطر تمام کتابها عاشقت بودم و پشت اتفاق تمام دیدارها عاشقت بودم. من عاشقت بودم پشت عاشقانه ی تمام آهنگها پشت تمام دی وی دی های زیرنویس دار یا ارژینال . غاده السمان و آنا آخماتووا من بودم... و « صد سال تنهایی » دفترچه خاطراتم بود. هر شب به امید مسخ می خوابیدم شاید به هیبت سنجاق سینه ای در آیم و وصل کنم دو پر قهر کرده ی پیراهنت را به هم. اما تو نمی دانستی... دلتنگت که می شوم انگشت می کنم در کندوی خاطرات تا دردی لذیذ را به جان بخرم به بهای سر انگشتی از گذشته. با این همه دلتنگت که می شوم نفس کشیدن کمی آسان تر است و لبخند زدن کمی آسان تر است و زندگی کردن کمی آسان تر است و کلن دنیا جای بهتری ست. |
About
Home
|